تور ترال، تور گوشگیر کف، قفس و رشته قلابهای طویل مهمترین ابزار صید ماهیان کفزی میباشند ( et al, 2005çekiç). با توجه به تاثیرات سوء تورهای ترال بر بستر دریاها و زیستگاههای آبزیان (Hall, 1999) و همچنین ماندن زیاد آبزیان صید شده توسط تور گوشگیر (که غالبا تلف میشوند) در آب دریا که در بسیاری از گونهها مانند شوریده منجر به افت شدید کیفیت ماهی میشود، استفاده از ابزاری مانند قفس که آبزی صید شده تا زمان برداشت درون آن زنده میماند (Gabriel et al, 2005) و از طرفی نسبت به تور گوشگیر و ترال کف آسیب کمتری بر ذخایر وارد مینماید ( et al, 2005çekiç) ضروری به نظر میرسد. امروزه در حدود %25 از صید آبزیان توسط قفس انجام میشود(Gabriel et al, 2005 & Scharer et al, 2004) و جزء وسایل مهم صیادی میباشد.
قفسها، تلههای سه بعدی هستند که در طیفهای گستردهای از اشکال و اندازهها با استفاده از مواد مختلف ساخته میشوند و آبزیان مختلف به قصد یافتن پناهگاه یا برای خوردن طعمه[1] موجود در قفس وارد آن شده که خروج از این قفسها بسیار سخت و یا غیر ممکن است. در هر کشور و منطقهای قفسهای خاصی با اندازههای مشخصی استفاده میشود و در منطقه خلیج فارس و دریای عمان از نوعی قفس سیمی خاص با ارتفاع تقریبی 7/1 متر ، قطر 2 متر و چشمه 50-35 میلیمتر با یک دریچه ورودی به شکل مخروط ناقص استفاده میشود ( خانیپور و امینیان، 1383 و(Gabriel et al, 2005 که در ایران به آن گرگور گفته میشود.
ماهيگيري با گرگور
شکل1- گرگور مورد استفاده در خلیج فارس که در آن تور سیمی بر روی یک اسکلت آهنی قرار میگیرد ( برگرفته از( Gabriel et al, 2005)).
در صید با گرگور، گرگورهای طعمه گذاری شده را به شیوه متصل به هم با استفاده از طناب رابط بلند[2] پشت سرهم بر روی بستر کار گذاشته، با استفاده از لنگرها ثابت و بوسیله بویهها و یا با استفاده از GPS (براساس روش رایج صیادان محلی در منطقه) محل قرارگیری مشخص میشود ( et al, 2005çekiç). شکل 2 نحوه قرارگیری قفسها در دریا را نشانمیدهد.
ماهيگيري با گرگور
شکل 2- روش لانگلاین برای قفسگذاری در دریا که معمولا قفسها با فاصله 40 تا 50 متر از همدیگر قرارگرفته تا با یکدیگر همپوشانی[3] نداشته باشند.
در بررسی صید در واحد تلاش ماهیان صید شده با استفاده از گرگور از رابطه استفاده میشود که Cمیزان صید و ƒ میزان تلاش بر حسب قفس-روز میباشد(Gulland, 1975).
استفاده از قفس معایبی نیز دارد، در بسیاری از کشورها معمولا به منظور جلوگیری از برداشت قفس توسط سایر صیادان برای تعیین محل قرارگیری قفسها از بویه استفاده نمیشود و توسط [4]GPSمحل قرارگیری قفسها مشخص و در زمان برداشت با استفاده از چنگک[5] قفسها از آب خارج میشوند که برخی مواقع به دلیل جابجائی قفسها در اثر جریانهای آبی یا پاره شدن طناب رابط در برخورد باصخرهها، یافتن مجدد قفسها توسط صیادان مشکل و در برخی مواقع غیر ممکن میگردد که این گم شدن قفسها[6]مهمترین مشکل در این نوع ابزار صیادی میباشد(Scharer et al, 2004). گم شدن قفس باعث وقوع پدیده صید پنهان[7] و افزایش مرگ و میر بسیاری از آبزیان میشود که ماهیان در دام افتاده یا اجساد آنها طعمه[8]ای برای سایر ماهیها میشوند و به همین ترتیب ممکن است توده بزرگی از آبزیان توسط این قفسها از بین بروند که در هر منطقه بایستی نسبت قفسهای گم شده مشخص شود تا در صورت بالا بودن این نسبت تدابیر لازم مانند ساخت قفسهایی با تور سنتتیک که در مدت زمان مشخص از یک سمت پوسیده و باز شود و آبزیان در دام افتاده آزاد شوند، اتخاذ شود(Gabriel et al, 2005). همچنین از دیگر معایب قفس صید آبزیان نابالغ در زمانی است که ساختار و دریچههای ورودی و فرار نابالغین آن مناسب نباشد(کهفیزاده، 1384) که فشار صیادی رشد[9] افزایش یافته و باعث کاهش ذخایر آبزیان و همچنین کاهش کارائی قفس خواهد شد بنابراین تعیین نقاط مناسب برای قفسگذاری از نظر کاهش صید افراد زیر سایز و کاهش گمشدن قفسها ضروری میباشد زیرا برخی مناطق نقش نوزادگاه را برای برخی از آبزیان در دوران اولیه زندگی دارند و قرار گرفتن قفس در این مناطق باعث صید آنها میشود(McBride and Styer, 2003)، همچنین در برخی از مکانهای صخرهای و مرجانی احتمال گم شدن قفسها در اثر پاره شدن طناب ارتباطی در هنگام جابجائی آنها بیشتر است(Scharer et al, 2004).
منابع:
ماهيگيري با گرگور
1) خانیپور، ا.، امینیان، ف.ب.، 1383. راهنمای علمی و عملی ماهیگیران. موسسه تحقیقات شیلات ایران. 227 ص.