انجمن ماهیگیری اصفهان فیشینگ

نسخه‌ی کامل: سفرنامه ماهیگیری در مرداب انزلی_ اردیبهشت93
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
هر کجا لرزیدی؛از سفر ترسیدی! فقط آهسته بگو: من خدا رو دارم...

سلامی دیگر به همه عزیزان انجمن ماهیگیری فیش فیش

[تصویر:  t4wa3qaq9gilmjwt3nf4.jpg]

جای همه شما خالی (بخصوص داداش محمد و داداش وحید گلم) دلو زدیم به جاده و رفتیم انزلی ولی اینبار با یک میهمان عزیز که تمام زندگیه منه(پدرم)
من و دوستان همسفرم که جمعأ 5 نفر صبح روز چارشنبه 1393/2/10 راهی مرداب انزلی: آبکنار شدیم.

آبکنار رو که قربونش برم دیگه چیزی ازش نمونده بود و بقدری که آب مرداب رو خزه و جلبک و گیاه ها محصور کرده بودن به سختی میتونستیم آب مرداب رو ببینیم! بناچار برگشتیم و بعد از گرفتن آدرس از یک دوست قدیمی؛راهی منطقه زیبای (سیاه درویشان) شدیم.

به جرأت میتونم خدمتتون بگم که این منطقه گوشه ای از بهشت خدا روی زمینه.

هوا داشت کم کم تاریک میشد و ما به اجبار در کنار رودخانه سیاه درویشان که منتهی میشد به مرداب انزلی اتراق کردیم.

صبح روز 5شنبه بعد از آماده کردن قایق راهی رودخانه شدیم:


[تصویر:  at653l6nsk0k9jq8q8f.jpg]

(اینهم رودخانه زیبای سیاه درویشان و من و دوستم که دل رو زدیم به مرداب)!

برای اینکه نی های مرداب قایق بادی منو پنچر نکنه یک کاور از جنس برزنت کانتینری رو تهیه کردم و به راحتی در بین نی ها قایق رانی کردیم(اینهم یک تجربه برای اونهایی که میخوان با قایق بادی به همچین جاهایی برن)


[تصویر:  5xbodz4cv2in6a9bmn.jpg]


بعد از طی مسافتی در حدود 4 کیلومتر با قایق زیر آفتاب تیز و سوزان آب شرب تموم کردیم و مجبور شدیم در ایستگاه سر محیط بانی سیاه درویشان لنگر بندازیم.دم بروبچه های محیط بانی گرم باشه با آب تگری ازمون پذیرایی کردن و بهمون گفتن که با قایق پاروئی باید تا یک ساعت دیگه راه بریم تا به داخل مرداب برسیم! این بود که دوباره همون مسیر رو برگشتیم و خسته و کوفته از پارو زدن دوباره رفتیم سر جای اولمون.دیگه داشت هوا تاریک میشد که
تصمیم گرفتیم برای استراحت جایی رو پیدا کنیم.

این بود که با برادران خوش اخلاق داوطلب آشنا شدیم و سوئیتی رو در کنار رودخانه اجاره کردیم.

برادران داوطلب یک مرکز توریستی دایر کردن و به توریست ها و ماهیگیران میهمان در اون منطقه سرویس میدن و یک از خصوصیات بارز این برادران؛ اخلاق خوب و میهمان نوازی اونهاست
که اون محیط رو برای ما راحت تر کرده بود.

بعد از صرف شامی لزیز که میهمان جناب داوطلب بودیم؛جای شما خالی,زیر آسمون پر ستاره به نوای زیبای جیر جیرک ها و قورباغه ها ی خواب توپ زدیم و 5 شنبمونم اینجوری گذشت.
صبح روز جمعه با قایق موتوری یکی از آقایون داوطلب رفتیم به مرداب و محلی مناسب انتخاب و شروع کردیم به تجهیز لوازمامون.

نا گفته نمونه که به گفته محلی ها در این موقع از سال ماهی برای صید وجود نداره مگر به شانس!

اینو گفتم که پیش درامدی باشه برای دستان خالی ما خخخخخخ

برای کل کل هم که شده حدود 8 تا ماهی گرفتیم: کپور_آمور و سیاه کولی بود.

ماهی های صید شده همه کوچیک بودن و ارزش عکس انداختنم نداشتن که بعد از پایان ماهیگیری همه اونها رو دوباره به آب برگردوندیم.

ظهر که من داشتم کنار مرداب چرت میزدیم؛دوستم ی آمور بالای 8 کیلو رو زد که نهایتأ جلوی چشماش و زیر پاش با پاره کردن نخ 3.5 فرار کرد!
بعد از اون هم با وجود اینکه با خودمون پماد ضد پشه برده بودیم ولی بی انصافها با صدای وزوزشون اعصابمون رو داغون کرده بودن.

فکرش رو بکنین دور سر هر کدوممون بیشتر از 1000 تا پشه میچرخید!


جای خیلی باحالی بود و چون ما اولین بار بود که به اون محل میرفتیم تقریبأ 2 روزمون رو هنگ بودیم.

بالای سرمون قره قاز_اردک وحشی_لک لک و حتی به چشم خودم یک عقاب ماهی خوار زیبا رو دیدم که نسل اون در کشورمون در حال انقراضه!
نا گفته نمونه زمانی که با قایق خودم داشتیم روی رودخونه میرفتیم؛شاهد دامهایی بودم که عرض رودخونه رو باهاش بسته بودن!

 نکته جالبش این بود که دامها درست در چند صد متری سر محیط بانی منطقه نصب شده بود و خیلی راحت با نصب شناور هایی به دوستان و هم محلی های خودشون که با قایق موتوری از اونجا تردد میکردن اعلام میکرد که مراقب دام ما باشین نکنه به پروانه موتور قایقتون گیر کنه!

من که دیگه چشمام از دیدن اینجور صحنه ها سیر شده: کو گوش شنوا و چشم بینا...

زمانی که این دام ها با چشم های کوچیکشون مجال تردد حتی به ماهی های ریزم نمیدن؛انتظاری هم بیشتر از این نمیشه داشت که ماهیگیر های ورزشی دست خالی برگردن!

خیلی جالب بود؛ زمانی که داشتیم با قایق پارویی راه رفته رو برمیگشتیم بعد از گذشتن از چند پیچ آبی و نزدیک به محل اتراقمون دیدم که ماهیگیرهایی با یک چوب به دست؛زیر اون آفتاب سوزان نشستن به امید صید ماهی: دریغ از یک نوک زدن.

بنده خداها نمیدونستن که توی ورودی رودخونه چندین دام؛عرض رودخونه رو بسته!

بی خیال.... به ما که خیلی خوش گذشت و باز هم اگر خدا عمری بده دوباره به این منطقه زیبا خواهیم رفت.

راستی اگه کسی میخواد به این محل بره؛ من از جناب داوطلب شماره همراهش رو گرفتم و شما میتونین قبل از رفتن از کم و کیف ماهی و آب و هوا و جای استراحتتون آگاهی کامل پیدا کنین و مثل ما 2 روزتون به بطالت نگذره.

09119849040 خط مستقیم آقای داوطلب

[تصویر:  omjreqn4jzwm7rbf3u5z.jpg]



اینم عکس جناب داوطلبه که محض شناسائی براتون گذاشتم؛(عکس سمت چپ) و عکس سمت راست با پیراهن سفید: عشق زندگی منه(پدرم). ببخشید هر چقدر گشتم عکس تکی از داوطلب نداشتم:شرمنده.

درسته که ماهی خوبی نبود و یا ما نتونستیم صید کنیم ولی ارزش یکبار مسافرت به این محل رو داشت.


میدونم که دوباره فک من گرم شده ولی چه کنم که نتونستم کل سفرمون رو به قلم بکشم: جای همه شما خالی


دست حق به همراه شما, تا سفری دیگه و سفرنامه ای دیگه: یا علی

 

 
با درود
اقا مهدی خوش بحالت
این چند وقته همش مشغول ماهیگیری بودی
امیدوارم سفر به طبیعت و ماهیگیری به شما و همراهان خوش گذشته باشه
به نظر من گرفتن ماهی زیاد ملاک نیست
مهم رفتن به دل طبیعت و ارامش گرفتن
حال ماهی هم گرفتیم که بهتر
شوربختانه هفته قبل به علت بیماری (ابله مرغان ) سفر ماهیگیری ما به جنوب 
(مسیر بندر دیلم تا بوشهر )کنسل شد
ولی احتمالا هفته اینده از سه شنبه تا جمعه خواهیم رفت
اگر رفتیم حتما شما را در جریان کار قرار میدهم
با بت عکسها و گزارش ممنون
موفق باشید
سلام و عرض ادب

از لطف شما سپاسگذارم؛بنده نوازی میفرمائین.

بلا بدور باشه. برای حضرتعالی و همه دوستان عزیزم؛ سلامتی و شادکامی روزافزون آرزومندم.

پاینده و پیروز باشید.